X
تبلیغات
هومت.هوخت.هوورشت

هومت.هوخت.هوورشت

پندار نیک.گفتار نیک.کردار نیک

هفت وادی میترایسم در ایران ( کهن ترین سند تاریخ )

1 ) کلاغ : منسوب به عطارد , نماد هوا و باد

2 ) همسر : منسوب به زهره , نماد آب

3 ) سرباز : منسوب به مریخ , نماد خاک

4 ) شیر : منسوب مشتری , نماد آتش

5 ) پارسا : منسوب به قمر

6 ) خورشید : منسوب به مهر , ستاره صبح

7 ) پیر مرشد : منسوب به زحل

 

                                           هفت باور نیک ایرانیان باستان ....

1 ) پرستش هرمزد یا اهورامزدا خدای دانای یکتا

2 ) اشویی , پاکیزگی و پارسایی

3 ) سدره و کشتی , بستن نشان خداپرستی برای جوانانی که به سن بلوغ می رسند

4 ) برگزاری آیین و دردگان ( درگذشتگان )

5 ) دستگیری از نیازمندان و تنگدستان

6 ) برگزاری جشنهای ملی و مذهبی

7 ) به جای آوردن نمازهای پنج گانه زرتشت  

 از دیگر باورهای کهن ایرانیان که بر پایه هفت می باشد میتوان به این موارد اشاره نمود

هفت ایزدان آریایی

هفت طبقه زمین

هفت طبقه آسمان

هفت ستاره : ماه , تیر , ناهید , خورشید یا مهر , بهرام , برجیس , کیوان

هفت روز هفته...

هفت امشاسپند در دین زردشت ( اشا , وهومنه یا بهمن یا وهمن , اشه وهشتا یا اردی بهشت , خشترا یا شهریور , آرمیتی یا سپندارمذ , هروتات یا خرداد , امرتات یا امرداد )

 

 

+ نوشته شده در  جمعه دوم مهر 1389ساعت 22:39  توسط ارنیکا  | 

سلام سلام سلام چندتا خبر داغ از ساخت وسازهای غیر قانونی توی محوطه های باستانی شوش که در صورت ادامه هر کدوم از این پروژه ها این آثار تاریخی گران بها آسیب می بینن.

 

خبرگزاري ميراث فرهنگي ـ گروه ميراث فرهنگي ـ در حالي‌که بارها به ساخت هتل چندمنظوره شوش اعتراض شده اما مسئولان هتل با محصور کردن محل ساخت هتل، در حال تکميل ساختمان آن هستند. پيش از اين گفته شده بود که محل ساخت هتل آثاري متعلق به دوره هخامنشي تا اسلامي ديده شده و اين محوطه باستاني عنوان شده است. از سوي ديگر ساخت اين هتل مي‌تواند در ثبت جهاني شوش تاثير بگذارد.

 

سخنگوي انجمن دوستداران ميراث فرهنگي تاريانا خوزستان با اعلام اين مطلب به CHN گفت: «مالک هتل به رغم همه اعتراض‌هايي که ساخت اين هتل در پي داشته است، با محصور کردن محدوده مورد نظر و زمين محل احداث آن، سعي دارد تا قبل از کارشناسي حريم جديد آن را تکميل و به بهره‌برداري برساند.»

مجتبي گهستوني افزود: «تعرض به اين محدوده تاريخي به بهانه ساخت هتل دو طبقه در حالي انجام مي‌شود که به گفته يک منبع موثق در شوش که نخواست نام او مطرح شود، قرار است پس از تکميل ساختمان آن با اين بهانه که کاربري هتل، توجيه اقتصادي ندارد به پاساژ تبديل شود.»

وي افزود: «با بررسي عکس‌ها و نقشه‌ها به خوبي مي‌توان متوجه شد که گستره تاريخي شهر شوش طي چند دهه اخير با صدمات فراواني مواجه شده و بسياري از محوطه‌ها و تپه‌ها پس از تخريب و با وجود توسعه شهري سرنوشت نا مشخصي پيدا کرده‌اند.

 

دبير انجمن دوستداران ميراث فرهنگي تاريانا خوزستان بيان کرد: «به دليل قرار گرفتن زمين هتل چندمنظوره شوش مابين فرمانداري و مصلي و محصور شدن زمين مورد نظر، حمايت فرمانداري شوش و رييس سازمان ميراث فرهنگي خوزستان از ساخت اين بنا روي عرصه تاريخي و انکار گسترده بودن حريم و عرصه باستاني عملا باعث شده که مالک هتل چندمنظوره شوش در سايه اغماض روساي سازمان ميراث فرهنگي خوزستان، شوش و پايگاه پژوهشي باستان شناسي شوش پي‌سازي ساختمان هتل چندمنظوره شوش که به هتل اميرزرگر شهرت دارد را تکميل کند.

گهستوني اظهار داشت: «رييس پايگاه شوش که خود محل ساخت هتل را بررسي شناسايي کرده با اين اعتقاد که در اين محل آثار و لايه‌هاي مضطربي از دوره ايلامي تا اسلامي مشاهده شده است، ساخت هتل امير زرگر را يک نياز ضروري براي شهرستان شوش عنوان کرد.»

وي تا کيد کرد: «چرا هرگاه يک پروژه عمراني به محوطه باستاني برخورد مي‌کند عنوان مي‌شود آن محوطه قبلا باتلاق بوده و اشياء تاريخي در آن از مکان ديگري به اين محل منتقل شده‌اند. براي ساخت اين هتل تا چد مي‌توان پذيرفت که مابين کاخ آپادانا و کاخ شائور هيچ محوطه باستاني وجود ندارد. واقعا چه اصراري است که اين هتل با وجود همه اعتراض‌ها که ممکن است بعدها ثبت جهاني شوش را با مخاطره مواجه کند در محل فعلي ساخته شود.»

علاوه بر ساخت هتل امير زرگر، ساخت يک پيش دانشگاهي و چندين واحد آپارتماني باعث ايجاد نگراني‌هايي براي تعرض به محوطه باستاني شوش شده است.

 

بله دیگه مام دستمون به هیچ جا بند نیست مجبوریم بشنویمو سکوت کنیم ، این واقعا باعث تاسف ، آدم به یه همچین کسایی چی میتونه بگه که دلش آروم بگیره؟؟؟؟

راستی یه چیز دیگه این آقایون انگلیسی منت گذاشتن منشور حقوق بشر کورش رو که مال خاک ایران برداشتن اوردن که مردم ایران واسه اولین بار از نزدیک نگاش کنن. فکر نکنید واسه همیشه اینجاست. نه خیر. لطف کردن گفتن  واسه یه مدت کوتاه. دستشونم درد نکنه یکی نیست بگه بابا این مال خودمون هاااااااااااا شما برداشتین بردین باشم پز میدین.

این عکس (عکسی که بالای مطالب گذاشتم) تقریبا ۱۰۰ سال پیش از بنای تاریخی آپادانا گرفته شده.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم شهریور 1389ساعت 15:34  توسط ارنیکا  | 

زمان مرگ به کورش چه خواهیم گفت؟؟؟

این شعر رو توی یه سایت دیدم خیلی خوشم اومد گذاشتم تو وب شمام بخونیدشاید خوشتون بیاد...

به کوروش چه خواهیم گفت؟
اگر سر بر آرد ز خاک
اگر باز پرسد ز ما
چه شد دین زرتشت پاک
چه شد ملک ایران زمین
کجایند مردان این سرزمین
به کوروش چه خواهیم گفت؟
اگر دید و پرسید از حال ما
کجایند میران سر مستتان
چه آمد سر خوی ایران پرستی
چه کردید با کیش یزدان پرستی
به شمشیر حق ، نیست دستی
که بر تخت شاهی نشسته است
چرا پشت شیران شکسته است
هوا خواه آزادگی ،
پس چرا بی صداست
چرا خامش و غم پرستید، های
کمر را به همت نبستید، های
چرا اینچنین زار و گریان شدید
سر سفره خویش مهمان شدید
چه شد عِرق میهن پرستیتان
چه شد غیرت و شور و مستیتان
سواران بی باک ما را چه شد
ستوران چالاک ما را چه شد
چرا مُلک تاراج می شود
جوانمرد محتاج می شود
چرا جشنهامان شد عزا
در آتشکده نیست بانگ دعا
چرا حال ایران زمین نا خوش است
چرا دشمنش اینچنین سر کش است
چرا بوی آزادگی نیست، وای
بگو دشمن میهنم کیست، های
که تا غیرتم باز جوش آورد
ز گورم صدای خروش آورد
به کوروش چه خواهیم گفت؟
اگر سر بر آرد ز خاک

 

 

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم شهریور 1389ساعت 2:13  توسط ارنیکا  | 

الهه ها در ايران باستان

وقتي از ايران باستان صحبت مي شود يعني ايران قبل از تاريخ نوشته شده يعني تقريبا قبل از سلطنت مادها بر قسمتي از ايران .
ايرانيان باستان داراي الهه ها و يا به تعبير ما فرشته هاي بسياري بودند دقيقا مانند عقايد دين هاي مختلف امروزي كه به فرشته مرگ و يا فرشته پيغام رسان و …اعتقاد دارند.
و هر الهه يا فرشته با نامي خاص شناخته مي شد و تقريبا شبيه به خدايان يوناني با اين تفاوت كه ايرانيان به خداي يگانه كه معمولا به اسم اهورا مزدا از آن ياد مي شد اعتقاد داشتند .
بعضي از الهه هاي ايران باستان عبارتند از :
ميترا (الهه مهر)

آناهيتا ( الهه آب)

خشاتريا (الهه جنگ)

آذر ( الهه حرارت و گرمي آفرين)

ایندرا (الهه خشم و قهر)

وايو (الهه طوفان)
بزرگترين و قدرتمندترين الهه ها در ايران باستان ميترا بود ميترا يا مهر به همان معنايي به كار مي رفت كه امروزه بكار مي رود واژه مهربان به معناي شخصي كه نگهدار مهر است امروزه نيز بكار مي رود .
آناهيتا الهه بارندگي و رويش و زايندگي بود كه به اراده و تدبيرش باران فرو مي آمد رودها به جريان مي آمدندگياهان مي روييدند و حيوانات و انسانها زاد و ولد مي كردند رحمت آناهيتا شامل تمام موجودات زنده ميشد و ازين جهت يك ذات مقدس براي تمام ايرانيان بود
خشاتريا خداي جنگ آور بود به ايرانيان فنون نبرد و ساخت جنگ افزار را ياد ميداد و به آنها مي آموخت در برابر مهاجمان چگونه از خود دفاع كنند .
آذر حرارت و گرمي آفرين بود چون انسانها را دوست ميداشت با حرارتش خانه هاي آنان را گرم مي كرد گوشت را مي پخت و اهريمن ها و حيوانات موذي را از آنها دور مي كرد .


+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم شهریور 1389ساعت 0:40  توسط ارنیکا  | 

نیایشگاه آناهیتا

معبد اناهیتا دومین بنای سنگی پس از تخت جمشید در ایران زمین میباشد

معبد آناهیتا در شهر کَنگاوَر یکی از شهرهای استان کرمانشاه در ایران است. این شهر در شرقی‌ترین قسمت استان کرمانشاه قرار گرفت و مرکز بخش مرکزی شهرستان کنگاور است.

آناهیتا، الهه نگهبان آب ایرانیان

«آناهیتا» به معنای پاک و دور از آلودگی در اعتقاد ایرانیان باستان الهه آب، فرشته نگهبان چشمه‌ها و باران و همچنین نماد باروی، عشق و دوستی بوده است. این اعتقاد از دوران پیش از زرتشت در ایران وجود داشته و در دوران‌های بعدی هم مورد توجه قرار گرفته است. نام این فرشته در اوستا اردوی سورا آناهیتا آمده است. اردوی به معنی بالنده و فزاینده بوده و سور هم ریشه است با نام خاص سورنا در زبان فارسی پهلوی و به معنی نیرومند است.

آناهیتا از نظر واژه شناسی از پیشوند منفی ساز آن (یعنی نا) به همراه واژه آهیتا (یعنی آلوده) ساخته شده است و معنی نیالوده، بی آلایش و پاک را می دهد؛ و این درمجموع صفت آبها و رودهاست که پاک و فزاینده و زورمند هستند.

درختان همیشه سبز مانند: سرو و کاج، گل های سوسن و زنبق و نیلوفر، رنگ سپید، نشان دایره و مثلث از دیگر نماد های آناهیتا می باشند.

واژه های دیگر او آناهید ، آناهیت و ناهید می باشد. گذشتگان میترا (ایزد یا فرشته مهر) را فرزند ایزد آناهیتا می دانستند. در روزگار باستان آناهیتا را با لقب بغدخت (به معنی دختر خدا) می آوردند. این پیشوند با گذشت زمان تبدیل به بیدخت شده است که گاهی به تنهایی به جای سیاره ناهید یا زهره بکار می رفته است. در آبان یشت اوستا توصیف این فرشته بسیار دقیق و شاعرانه آمده است: در آنجا آمده است که در کنار هر یک از رودها و دریاها، کاخ باشکوهی که بر روی هزار پایه قرار گرفته است و هزار ستون زیبا و یکصد پنجره درخشان دارد، بر روی صفحه ای، بستری زیبا و خوشبوی، آراسته به پالش ها گسترده شده است. این کاخ بلند و با شکوه از آن دختری زیبا، جوان، برومند و خوش اندام است؛ که کمری زرین بر میان بسته است.

در بخشهای دیگر آبان یشت ناهید را بصورت دختری برنا، سپیدروی، سپیدبازو، راست کردار، بلندبالا و خوش صورت و آزاده نژادی می بینیم که کمربند بر میان بسته و کفشهای درخشان پوشیده و با بندهای زرین آنها را بسته است و زینتهای فراوان دارد.

در جای دیگر همان زن سروقامت و زیباپیکر را می بینیم که پوششی زرین و پرچین دربرکرده و نیک ایستاده است. گوشواره های چهارگوش زرین به گوش و گردن بندی بر گردن آویخته است و تاج زرین هشت پری که زینتی جقه مانند در جلو دارد، آراسته به گوهرهایی که همچون ستاره می درخشد برسر دارد.

در جای دیگر او را به کردار دختری دلاور و گردونه ران می بینیم که بر گردونه ای سوار است و لگام چهار اسب بزرگ و سفید و یک رنگ و یک نژاد را که نمودار باد و باران و ابر و تگرگ هستند در دست دارد و به سوی دشمن می تازد.

در تقویم ایرانی روز دهم ماه آبان باستانی برابر با چهارم آبان فعلی به عنوان جشن آبانگان مشخص شده است. آبانگان جشن آناهیتا(آناهید)، الهه آب است. در جشن آبانگان، ایرانیان به ویژه زنان در کنار دریا یا رودخانه‌ها، الهه آب را نیایش می‌کردند

 

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم شهریور 1389ساعت 15:22  توسط ارنیکا  | 

مهرپرستی

مِهرپرستی یا آیین مهر یا میترائیسم، آیینی رازآمیز بود که بر پایه پرستش مهر (میترا) ایزد ایران باستان و خدای خورشید، عدالت، پیمان و جنگ، در دوران پیش از آیین زرتشت بنیان نهاده شد. این آیین بعدها دگرگون شده و به سرزمینهای امپراطوری روم برده شد و در طول سده‌های دوم و سوم پس از میلاد، در تمام نواحی تحت فرمانروایی روم، در سرزمین اصلی اروپا، شمال آفریقا و بریتانیا برپا بود. گرچه پس از پذیرفتن آیین مسیحیت توسط امپراطور کنستانتین در اوایل سده چهارم میلادی، این دین محو شد، اما تاثیری به‌سزا بر ادیانی چون مسیحیت بر جای گذاشت.

 

تاریخچه مهر پرستی

پیش از زرتشت

پیش از زرتشت پیامبر باستانی ایران (در حدود ۶ قرن پیش از میلاد)، ایرانیان دینی چندخدایی داشتند و مهر یا میترا گرانقدرترین خدای آنان محسوب می‌شد. او خدای پیمان و تعهد و سرسپردگی متقابل بود. در لوحی به خط میخی متعلق به پانزده قرن پیش از میلاد که شامل پیمان‌نامه‌ای بین هیتی‌ها و میتانی‌ها می‌باشد، به میترا سوگند یاد شده است.

مادها

در زمان مادها زردشت از میان ایرانیان برخاست و به دین و آئین کهنی که از زمان‌های پیش میان این قوم معمول بود خرده گرفت و راه و روشی نو در پرستش خداوند بنیاد کرد. این دین خاص ایرانیان بود و تا غلبه اسلام در سراسر ایران رواج داشت.

هخامنشی

کیش شاهان هخامنشی از دوران داریوش کبیر به بعد، زرتشتی بوده است، با اینحال، داریوش و جانشینانش قصد ایجاد شرایط سیاسی سختگیرانه برای از میان بردن باورهای قدیمی که همچنان نزد بسیاری از نجیب‌زادگان محبوب بود را نداشتند. بدینسان آیین زرتشت، رفته‌رفته با عناصر آیین چند خدایی قدیم در هم آمیخت و یَشت‌هایی در ستایش خدایان کهن سروده شد. یشتی در اوستا به نام مهریَشت به مهر یا میترا اختصاص داده شده‌است که در آن مهر، ایزدی نظاره‌گر بر همه چیز و روشنایی آسمانی، نگاهبان پیمان‌ها، محافظ نیکوکاران در این گیتی و پس از آن و بالاتر از هر چیز، دشمن بزرگ اهریمن و تاریکی و خداوند نبرد و پیروزیها تصویر شده است.

مهرپرستی در دوره ساسانیان

نقشی از تاق بستان در کرمانشاه ایران. در این نقش شاه ساسانی شاپور دوم در ميان و در سمت راست وی اهورا مزدا که حلقهٔ فر ايزدی را به منظور تاجگذاری به او می‌دهد، بر روی دشمنی به خاک افتاده (یولیانوس امپراطور روم) ایستاده‌اند. درسمت چپ شاه، ميترا يا مهر، که پيکان‌های نوری همچون خورشید از سر او در تمامی سمت‌ها پراکنده شده، شاخه‌ای از نبات که «برسم» نام دارد را در دست گرفته است و بر روی گل نیلوفری ایستاده است.

شاپور دوم ساسانی به مهر سوگند خورد که آسیبی به پادشاه ارمنستان نمی‌رساند. در نقش رستم هم میترا دیده می‌شود همچنین بر بالای دو طاق کوچک وبزرگ در کرمانشاه موسوم به طاق بستان دو فرشته میتراوجود دارند

تولد مهر

شب یلدا شب تولد مهر بوده‌است در این شب میترا از دل سنگی درون غاری به دنیا میآید. در هنگام تولد تنها یک کلاه بر سر دارد و شمشیر و تیر و کمان در دست. برخی زاده شدن مهر از درون سنگ را استعاره از فروغ ناشی از برخورد دو سنگ به هم می‌دانند. میترا به هنگام تولد کره‌ای در دست دارد و دست دیگرش را بر دایره بروج گرفته‌است.

به عقیده برخی، مهر از پاک بانوی باکره‌ای به نام آناهیتا در دریاچه هامون به دنیا آمد در حالی که آن دو را دریایی از گل نیلوفر در برگرفته بود.

مبارزه با گاو

میترا گاو مقدس را در حال چرا دستگیر می‌کند و بر شانه می‌اندازد و به غار خود می‌برد. در برخی جاها او پیروزمندانه سوار بر گاو می‌شود و به سمت غار حرکت می‌کند.بر مبناي مهريشت ميترا گاورا پس از تعقيب و گريز مي گيرد.گروهي اين كشتن گاو را نمادي از آفرينش مي دانند. این گاو آبی رنگ بوده‌است.

 

قربانی کردن گاو

پس از رسیدن به غار، میترا گاو را بر زمین می‌زند و بر پشت آن می‌نشیند و چاقوی خود را بر کتف گاو فرو می‌کند. در این هنگام سگ و مار برای لیسیدن خون گاو می‌آیند و عقرب برای این که بیضهٔ گاو را نیش بزند. سگ نشان پاسداری، مار نشان زندگی و عقرب نماینده اهریمن است که میخواهد منی گاو را آلوده کند. از محل زخم گاو سه خوشه گندم و نهال تاک در می‌آیند.این گاو گاوی است که اورمزد خدای بزرگ آفریده تا بدینوسیله فر ایزدی خود را به فرزندانش منتقل کند. در روایات و متون کهن ایرانی آمده است که میترا پس از قربانی کردن گاو از آنجا که او ایزد لطف و رحمت است سهم خود از خون گاو (فر اورمزدی ) را به روی زمین میپاشد و از آن نوروز و رستاخیز طبیعت پدید می‌آید.

معجزه آب

میترا با زدن تیری به صخره از آن چشمه‌ای جاوید به وجود آورد. این همان چشمه آب زندگانی می‌باشد.

معجزه شکار

میترا سوار بر اسب تاخته و حیوانات را شکار می‌کند تمام تیر‌های او به هدف می‌زنند و با هر تیر موجودی را شکار می‌کند. بعد از شکار میترا به سراغ دشمنان خود می‌رود و آنها را از پای در می‌آورد. لقب «مهر نبرز» یا «مهر شکست ناپذیر» از همین جا پدید می‌آید. دومعجزه میترا بعد از تولد از سنگ که در کتابها نماد آسمان است یکی تیر اندازی به طرف سنگ وخروج آب مقدس از آن و دیگری شکار است که در سنگ نبشته‌ها به شکار گراز نیز اشاره شده است.

شام آخر

در آخرین روز زندگی زمینی میترا، او در ضیافتی شرکت می‌کند و خون گاو، گوشت او، نان و شراب می‌خورد. این ضیافت درون غاری انجام می‌شود.سُل خدای خورشید نیز (میترا ایزد پرتو نور خورشید است نه خود خدای خورشیدکه در طی کارزار او با خدای خورشید او را به زمین زده پرتو آنرا از آن خود کرده است) در ضیافت شرکت می‌کند.

عروج میترا

بعد از ضیافت میترا سوار ارابه خورشید شده و به آسمان عروج می‌کند. سُل ایزد آفتاب او را سوار بر ارابه مینویی خود کرده و به آسمان می‌برد تا در آخرالزمان دوباره به زمین برگردد.

رستاخیز

در آخر کار جهان آتشی عظیم در تمام جهان درمیگیرد و تنها پیروان میترا از آن آسوده خواهند بود.

نمادهای مهری

دلفین

مروارید و صدف

نیلوفر

چلیپا

علامت صلیب (چلیپا) از علائم مهرپرستان است. مهریان به نشانه خورشید، صلیبی را در یک دایره ترسیم می‌کردند و برای آنان چهار گوشه صلیب نشانه سال خورشیدی آغازین بود. دو گوشه آن نشان از روز و شب و دو گوشه دیگر نماد انقلاب خورشیدی بود. صلیب درون دایره در نقشهای شام مقدس میترا به تصویر کشیده شده است. مهریان به صلیب شکسته «א» نیز به نام چرخ خورشید احترام میگذاشتند.

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم شهریور 1389ساعت 15:17  توسط ارنیکا  | 

شیــــرین

شاهزاده ارمنی و برادر زاده و جانشین مهین بانو فرمانروای ارمنستان و زنی خردمند که همسر وفادار خسروپرویز بود.
در آن زمان ارمنستان یكی از شهرهای كوچك ایران و شاه ارمنستان زیر نظر شاهنشاه ایران بود.
خسروپرویز و شیرین حماسه ای از خود ساختند كه همیشه در تاریخ ماندگار ماند. شیرین از خسرو چهار فرزند به نام های نستور، شهریار، فرود و مردانشه بدنیا آورد كه هر چهار فرزند وی در زندان كشته شدند.
داستان عشق او و خسرو پرویز و دلدادگی او و فرهاد در ادبیات ایران مشهور است. پس از این كه خسرو پرویز بدست دست افسری جوان به نام مهرهرمز (که پدرش مرزبان نیم روز «بابل و عراق» بوده و دو سال پیش از این واقعه، به دست خسروپرویز مجازات شده بود) کشته می‌شود، به پسرش شیرویه نداد و به او گفت كه من به عنوان ملكه ایران باید بهترین مراسم سوگواری را برای پدرت خسرو پرویز بجا آورم در حالی كه زیباترین لباس و آرایش را داشت با متانت به همراه موبدان و بزرگان به تشیع جنازه خسرو پرویز پرداخت. پس از انجام مراسم از حاضران خواست كه او را برای آخرین وداع با جنازه همسرش تنها بگذارند در آن هنگام با خنجری در كنار جسد همسرش، خود را كشت.

دغدویـــه

دغدویه یا دوغدو مادر زرتشت است که اصلا از شهر ری بوده است.
وی در آنجا با کوی ها و کرپن ها که مردم را گمراه می کردند و از آنها مرتب فدیه و قربانی می خواستند و دین را وسیله ای برای رسیدن به امیال و خواستهای ناروای خود کرده بودند به مبارزه پرداخت.
پدر و مادرش چون جان او را در خطر دیدند او را نزد یکی از نزدیکان خود به آذربایجان فرستادند او در آنجا با پوروشسب ازدواج کرد و ثمره این پیوند همایون، زرتشت پیامبر بزرگ ایرانیان است.

کاساندان - کاساندانه

 کاساندان تنها همسر کوروش بزرگ، شهبانوی ایران (ملکه جهان) دختر فرناسپه از شاهدختان و دختر فرناسپه هخامنشی از دودمانی بود که از نجبای پارس محسوب می شدند و پدر واجدادش در چند نسل شاه پارسیان بودند.
کاساندان ملکه ۲۸ کشور آسیائی بوده و همواره در کنار همسرش کوروش بزرگ پادشاهی میکرده و پس از او نخستین فرد قدرتمند و سیاستمدار دربار هخامنشیان بشمار می آمده است. او ۵ فرزند با نام های کمبوجیه، بردیا، آتوسا، رکسانه و ارتیستونه داشت. هر یك از فرزندان کاساندان و كوروش بزرگ به نحوی در تاریخ هخامنشیان دارای نقش تعیین كننده بوده اند و از نشانه ها چنین بر می اید كه آنها از تربیتی خاص برخوردار بودند.
به نقل از هرودوت: کاساندان در ۶ نوامبر ۵۳۹ پیش از میلاد فوت کرد و هنگام مرگ وی در بابل ۶ روز همه به سوگواری همگانی فراخوان شدند. کاساندان قبل از کورش درگذشت و بعد از او کورش در اندوهی فراوان ماند و برای همیشه و به احترام همسرش تنهایی را برگزید.
مقبره شهبانو کاساندانه در پاسارگاد، در کنار آرامگاه کوروش بزرگ میباشد.

آتوســا

آتوسا در لغت به معنای خوش اندام است. همچنین به معنای قدرت و توانمندی نیز میباشد.
آتوسـا (۵۵۰ تا ۴۷۵ پیش از میلاد مسیح) شهبانوهای ایران یكی از برجسته‌ترین زنان در تاریخ ایران قدیم است. وی دختر کورش کبیر و کاساندان، خواهر کمبوجیه، و همسر دو پادشاه هخامنشی، کمبوجیه و داریوش یکم، و مادر خشایار شاه بود.
آتوسـا بانویی زیبا بود وهم شاعر و هم ادیب بود و به نوجوانان پارسی درس ادبیات پارسی میداد. به خاطر خرد و اندیشه نیکویش داریوش با ایشان در مسائل مملکتی و سرنوشت ساز مشورت میکرد و نیز به ایشان اعتماد کامل داشت.
اگر داریوش به منطقه ای لشگر میکشید شورای سلطنت برای اداره امور کشور تشکیل میشد و رئیس و مافوق همه در راس شورای سلطنت شهربانو آتوسا بود.
هرودوت در مورد زندگی سیاسی وی می‌گوید: آتوسا از قدرت فوق‌العاده‌ای برخوردار بود و علاقمند بود که در میدان کارزار نیز شوهرش را همراهی کند. وی همواره یاور فکری داریوش بزرگ بوده و چندین نبرد بزرگ را شخصا فرماندهی کرده و یا با نقشه های جنگی او انجام گرفته است.
از زمان مرگ او هیچ اطلاعی در دست نیست. تنها می‌دانیم تا زمانی که خشایار از جنگ یونان بر میگردد زنده بوده‌است. احتمالا آرامگاه او در کنار آرامگاه داریوش کبیر در نقش رستم می‌باشد.
گفته میشود که «هما» در اساطیر ایران، بر مبنای یادمانهایی از «آتوسا شهبانوی پارسی» و رویدادهای دوران داریوش و خشایارشاه، همسر و پسرش شکل گرفته باشد.
«هما» در افسانه های مردمی مرغ فرخنده ایست كه گاه از آن با نام «مرغ سعادت» نیز یاد می شود و در این باورها همان مرغی است كه اگر سایه او بر كسی افتد او را سعادتمند و اگر بر تارك كسی نشیند او را به شهریاری رساند و شاید واژه «همایون و همایونی» با این نام پیوند دارد.

یوتاب

 یوتاب در لغت به معنی درخشنده و بیمانند است.
از یوتاب به عنوان یکی از سردارن زن ایرانی نام برده اند.
.یوتاب خواهر آریوبرزن سردار نامدار ارتش شاهنشاهی داریوش سوم بوده است وی در نبرد با اسکندر گجستک همراه آریو برزن فرماندهی بخشی از ارتش را بر عهده داشته است . او در کوههای بختیاری راه را بر اسکندر بست ولی یک ایرانی خائن راه را به اسکندر نشان داد و او از مسیر دیگری به ایران هجوم آورد.
از یوتاب به عنوان شاه آتروپاتان ( آذربایجان ) در سالهای 20 قبل از میلاد تا 20 پس از میلاد نیز یاد شده است.
آریو برزن و یوتاب در راه وطن کشته شدند و نامی جاویدان از خود بر جای گذاشتند.



آرتمیـــــس

نخستین و تنها بانوی دریاسالار جهان
 
 آرتمیـس یا آرتمیـز در لغت به معنی راست گفتار بزرگ است.
تاریخ نویسان یونان او را در زیبایی و برجستگی و متانت سرآمد همه زنان آن روزگار نامیده اند.
آرتمیس نخستین بانویی بود که در حدود ۲۴۸۰ سال پیش فرمان دریاسالاری خود را از سوی خشایارشا هخامنشی دریافت کرد.
در سال ۴۸۴ پیش از میلاد فرمان بسیج دریایی برای شرکت در جنگ با یونانیان توسط خشایارشا هخامنشی صادر شد. آرتمیس فرماندار سرزمین کاربه با پنج فروند کشتی جنگی که خود فرماندهی آنها را در دست داشت به نیروی دریایی ایران پیوست. در این نبرد ایران موفق به تصرف آتن شد. در این نبرد نیروی زمینی ایران از ۸۰۰ هزار پیاده و ۸۰ هزار سواره تشکیل شده بود. نیروی دریایی ایران دارای ۱۲۰۰ کشتی جنگی و ۳۰۰ کشتی ترابری بود.
آرتمیس در سال ۴۸۰ پیش از میلاد در جنگ سالامیس که بین نیروی دریایی ایران و یونان در گرفت شرکت داشت و دلاوری‌های بسیاری از خود نشان داد. او همیشه مورد ستایش دوست و حتی دشمن قرار داشت. اودر نبرد سالامیس در دشوارترین شرایط جنگ با دلیری و بی باکی کم مانندی توانست بخشی ازنیروی دریایی ایران را از خطر نابودی نجات دهد. به همین دلیل بود که او به افتخار دریافت فرمان دریا سالاری از سوی خشایارشا رسید. او به خشایار شاه پیشنهاد ازدواج داد که به دلایلی این ازدواج صورت نگرفت.



گردآفـــرید

 گردآفرید یا گُردآفرین یكی از پهلوانان سرزمین ایران که تاریخ از او به عنوان دختر كژدهم یاد میــكند. در داستان رستم و سهراب گردآفرید با لباسی مردانه با سهراب رزم کرد و به دست او گرفتار شد ولی توانست خود را با تدبیر از دست سهراب برهاند. فردوسی بزرگ از او به عـــنوان زنی جنگو و دلاور سرزمین پاكان یاد میكند.

در شاهنامهٔ فردوسی نیز چنین آمده‌است:
زنی بود بر سان گرد سوار
 همیشه به جنگ اندرون نامدار   


اینم چندتا از شیر ترین زنان ایران باستان

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم شهریور 1389ساعت 13:21  توسط ارنیکا  | 

فروهر

نماد بخش اهورایی وجود انسان است که پس از مرگ بسوی اهورامزدا بازمیگردد. فروهر تصویر انسانی بالدار است که دست راستش را به نشانی دعا بسوی آسمان بلند کرده است،در دست چپش حلقه دوستی خداوند قرار دارد وبال های افراشته دو طرف نشان دهنده اعمال نیک ویا همان "اندیشه نیک ، گفتار نیک ، کردار نیک" است که باعث تکامل و پرواز او به سوی آسمان میشود.بال های پایین نشانه اعمال بد است که انسان را به زمین زده و او را نابود میگرداند.حلقه دور کمر نشان دهنده دایره زندگی استکه همواره روی آن در حرکت است،هرکس خوبی کند، خوبی میبیند،وهرکس بدی کند بدی خواهد دید.

دنباله جلو بیانگر راستی هایی است مانند:راستگویی، خلاقیت، دوستی وسازندگی و هرآنچه به پیشرفت ا نسان کمک نماید و باید آنها را دنبال نمود.

دنباله عقب بیانگر ناراستی ها مانند:دروغ، تقلید، کینه، ویرانگری و هرآنچه مانع تکامل انسان است و باید ازآنها دوری جست.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم شهریور 1389ساعت 12:58  توسط ارنیکا  | 

منشور کورش هخامنشی، کهن ترین بیانیه  حقوق بشر شناخته جهان و سند سربلندی ایرانیان از همزیستی آشتی جویانه و گرامی داشت باورها و اندیشه های همه مردمان تابعه در هنگامه بنیانگذاری نخستین امپراطوری جهان است. دنیای باستان همواره از آتش جنگها و یورش  های در رنج بوده است و کشورهای آشتی جو نیز ناچار بوده اند تا برای رهایی مردمان خود از تاخت و تازهای همیشگی همسایگان ناآرام، به رویارویی و چیرگی به آنان بپردازند. اما مهم این است که پیروزمندان میدان نبرد و چیره شدگان بر شهرها، چگونه باسپاه شکست خورده و مردم فرودست رفتار میکرده اند؟ تاریخنامه های بشری بازگو کننده رفتار نیک کورش بزرگ، پادشاه نیرومند ترین کشورآنروز جهان، و کنش های ستیزنده دیگر فرمانروایان گیتی بوده است.

مشهورترین بخش منشور کورش هخامنشی

منم کورش ، شاه جهان ، شاه بزرگ ، شاه توانمند ،شاه بابل ، شاه سومر واکد ، شاه چهار گوشه جهان ، پسر کمبوجیه شاه بزرگ .... نوه کورش ، شاه بزرگ ، نبیره چیش پشیش ، شاه بزرگ ....

آنگه که بدون جنگ و پیکار وارد بابل شدم ، همه مردم گامهای مرا با شادمانی پذیرفتند. در بارگاه پادشاه بابل بر تخت شهریاری نشستم. مردوک خدای بزرگ دلهای پاک مردم بابل را متوجه من کرد .... زیرا من او را  ارجمند و گرامی داشتم.

ارتش بزرگ من به صلح و آرامی وارد بابل شد. نگذاشتم رنج و آزاری به مردم این سرزمین وارد آید. وضع داخلی بابل و جایگاه های مقدسش قلب مرا تکان دا د .... من برای صلح کوشیدم.

من برده داری را برانداختم ، به بدبختی آنان پایان بخشیدم. فرمان دادم که همه مردم در پرستش خدای خود آزاد باشند و آنان را نیازارند. فرمان دادم که هیچکس اهالی شهر را از هستی ساقط نکند.

مردوک خدای بزرگ از کردار من خشنود شد .... او برکت و مهربانی اش را ارزانی داشت. ما همگی شادمانه و در صلح و آشتی مقام بلندش را ستودیم ....

من همه شهرهایی را که ویران شده بود از نو ساختم. فرمان دادم تمام نیایشگاه هایی را که بسته شده بودند بگشایند. همه خدایان این نیایشگاه ها را به جاهای خود بازگرداندم.

همه مردمانی که پراکنده و آواره شده بودند را به جایگاه های خود برگرداندم و خانه های ویران آنان را آباد کردم. همه مردم را به همبستگی فرا خواندم. همچنین پیکره خدایان سومر واکد را که نبونید بدون واهمه از خدای بزرگ به بابل آورده بود ، به خشنودی مردوک خدای زرگ و به شادی و خرمی به نیایشگاه های خودشان بازگرداندم. بشود که دل ها شاد گردد.

بشود ، خدایانی که آنان را به جایگاه های مقدس نخستین شان بازگرداندم ، هر روز در پیشگاه خدای بزرگ برایم زندگانی بلندخواستار باشند. بشود که سخنان پر برکت و نیکخواهانه برایم بیابند. بشود که انان به دای من مردوک بگویند: " به کورش شاه ،  پادشاهی که تو را گرامی می دارد و پسرش کمبوجیه ، جایگاهی در سرای سپند ارزانی دار."

 

من برای همه مردم جامعه ای آرام فراهم ساختم و صلح و آرامش را به تمامی مردم اعطا کردم

 

 

                       

 

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم شهریور 1389ساعت 17:43  توسط ارنیکا  |